■ سال سوم ■ شماره چهارم ■ شهریور/ سنبله 1391
سخن روشنگری
سنبله در تاریخ
تاریخ معاصر کشور ما، همیشه با رنگ سرخ رقم خورده است، اگر برای آزادی پیکار و مبارزه نموده ایم، با خون پیمان بسته ایم؛ اگر پیمان صلح را امضا نموده ایم، باز هم با همین رنگ دست و پنجه نرم کرده ایم.
در واقع طبعیت این سرزمین به گونهی بوده است که همیش در دلش گلهای سرخ را میپرورانیده است.
القصه تاریخ معاصر افغانستان هیچگاه نمیتواند با شتاب و چراغ گل از ماه سنبله که با نام دو رهبر سترگ خراسان پیوند خورده است، بگذرد.
دو رهبر و سیاستمدار که هر دو هم اندیشه بوده اند و هر دو نقش بس گسترده در تاریخ ما به یادگار گذاشته اند. یکی رهبر و مدبر ملی و مردمی و دگری فرمانده و دلاور جنگ و قهرمان ملی که اگر دقیق شویم شخصیت این دو فرزانه در تاریخ یکی است.
هر دو در ماه سنبله چشم از جهان فرو بسته اند یکی آن در 18 سنبله و دگر آن در 29 سنبله، هر دو مشابه به شهادت رسیده اند و هر دو برای صلح و آزادی مبارزه کرده اند.
شخصیت این دو مرد سترگ مانند شخصیت رستم و اسفندیار در شاهنامه فرودوسی است هر چند در آخر داستان اسفندیار سرکشی میکند، اما مسعود در برابر استاد ربانی هیچ گاهی سر پیچی نمیکند، همیشه آن فرمانده است که از رهبر خود فرمان میگیرد.
با این حال هیچ گاهی سنبله از ذهن ها به دور نخواهد ماند و هیچ گاهی تاریخ بی ماه سنبه مکمل نخواهد شد.
این دو نام در خاطره های مردم مانند افسانه های قهرمانان همیشه سر نخ سوژهی قصه ها خواهد بود و خراسان تکرار اندر تکرار نفس خواهد نمود و قهرمانان عاشق به جامعه ما تقدیم خواهد کرد، آن سان که هیچ گاهی شهر بی قهرمان نبوده است...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 14:41  توسط
|
■ سال سوم ■ شماره سوم ■ خرداد/ جوزا 1391
سخن روشنگری
شایسته ها و ناشایسته ها؟
تغییر و تبدیل در جوامع مثل افغانستان که مردم آن بسیار در عقب ماندگی زندگی میکنند یک امر بیحد موثیر و ثمر بخش است، به خاطر که افراد فساد پیشه همیشه در پی منافع شخصی خودشان استند و زود در میان مردم به خاطر خیانتی که کرده اند شناسای میشوند.
اما باز هم در همین جامعه که ما از آن سخن میگویم، تغییر و تبدیل را میتوان به دو نوعه به بحث گرفت اول این که: یا به دید شایسته سالاری یا توانای خودی خود معرفی میشوند و یا این که به دید زور و یا واسطه قدرتمند و یا پول معرفی میشوند.
در این آواخر در پست های مهم دولتی در ولایت بدخشان افراد جوان و دانشگاهی از بالا معرفی شده اند و به بدخشان آمده اند چنانچه که در این آواخر شاهد چندین پست مهم دولتی در بدخشان بودیم، اما این که افراد معرفی شده در پست های بلند دولتی به اساس شایسته سالاری آمده اند و یا هم از طرف کدام گروه آمده اند معلوم نیست اما تا جای که دیده میشود افراد معرفی شده کسانی استند جوان و دانشگاهی که میتوان به نسبت جوان بودن و تحصیل یافته بودن شان به این ها اعتماد کرد.
همان گونه که، در ادارات دولتی بدخشان افراد تنیل و فساد پیشه از گذشته ها چوکی های دولتی را قبضه کرده اند که هیچ نفع شان به مردم عادی و دولت نمی رسد و بدون شک میتوان افراد این اداره ها را افراد آلوده به فساد عنوان کرد.
پس با این حال که یک سره در این ادارات دولت مردمان چوکی به دوش از گذشته ها حکومت کرده اند و به آن گونه که باید کار کنند نمیکنند و از سوی دیگر در مورد مدیریت مدرن چیزی در کله خود ندارند، پس با این حال ورود افراد تازه گام به عنوان مدیران جدید میتواند گام بسیار مثبت و ارزندهی باشد. خصوصن قشری دانشگاهیثق و جوان که تازه به بدخشان معرفی شده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 16:7  توسط
|
■ سال سوم ■ شماره دوم ■ اردیبهشت/ ثور 1391
سخن روشنگری
بانوان سرباز؟
اگر آغاز گفتمان را از اذهان همگاني مردم افغانستان پيگيری كنيم، زن در چوكات نيروهاي پوليس، پرسشبرانگيزترين مسله ها را درپي دارد. سرباز يگانه واحد ويژهي اجرايوی ست كه بصورت مستقيم در جامعه كار و فعاليت ميكند و بايد از جايگاه ويژهي برخوردار باشد تا بتواند شخصيت حقوقي خود را در ميان تودهها به اثبات برساند. آيا سرباز زن هم نیاز است؟ اگر باشد، بايد كدام پيش فرض ها را براي واكنش مثبت شهرواندان در نظر گرفت. پاسخ اين پرسش را گذارهاي زير روشن خواهد ساخت.
1- نبود آگهي درست شهروندان: نخستين رويكردي كه شخصيت حقوقي سرباز بانوان را تهديد ميكند، برداشت نادرست جامعه است. بيشتري مردم نميدانند كه در يك كشور مذهبي و سنتي تا كدام پيمانه داشتن سرباز اناث براي نگهداري ارزش هاي ديني و مذهبي شان كمك ميكند. شهرواندان افغانستاني، باورمند به باورهاي ديني، هيچگاه نميخواهند بانوان شان را مردان نامحرم بازجوي كند، از سوي ديگر براي برقراري ثبات اجتماعي، ضرورت به بازجوي خانهها و اجتماع زنان پيدا ميشود، كه پوليس زنانه يگانه گزینه است كه ميتواند بانوان را بازجوي كند؛ مانند جلوگيري از استفاده نادرست شورشيان از لباس بانوان. و همچنان پوليس زن ميتواند خوبتر از قربانيان خشونت هاي فاميلي و ازدواج هاي اجباري گذارش گيري كرده در پهلوي جلوگيري از جرايم، درتحكيم قانون در ميان اجتماع زنها تاثيير گذار باشد.
2- نبود فضاي مناسب: بيشتر مردماني كه باورمند به نياز بانوی سرباز در اجتماع هستند شناساي يك فضاي با اعتمادي كه بتواند آنان را وادار به فرستادن فرزندان شان در نيروهاي امنيتي بسازد، خلي ها دشوار بهنظر ميرسد، آنان استدلال ميكنند كه تا اكنون بستر مناسبي براي زنان در اجتماع پوليس وجود ندارد. اين مسوولیت دولت خواهد بود تا از رويكرد هاي درست و قابل اعتماد استفاده نموده، قناعت افراد اجتماع را در مسوون نگهداشتن فرزندان شان فراهم نمايد.
3- ترور شخصيت: بانواني كه علاقهمند كار را در نيروهاي پوليس دارند از نامگذاري هاي كه از سوي جامعه و فضاي نامناسب اجتماع پوليس به نشانی بانوان سرباز گفته ميشود هيچگاه نميخواهند شخصيت شان را در معرض خطر قرارداده ، در چوكات پوليس كار كنند.
4- نياز برتر: گرچی رفتن به سوي يك جامعه ايده آل، در نبود بانوان و نقش شان، كاري يست دور از خردمندي، اما در تمام جامعه هاي برتر و غير برتر موارديست كه نميشود كاركرد بانوان را ناديده گرفت، حتا در سنتيترين جامعهها. رشته بزشكي و پوليسي را ميتوان از آن مواريد به حساب برد كه نبود زن درين دو رشته جامعه را بهسوي پرتگاهاش رهنمود ميكند.
نتيجه: آگهي دهي درست به مردم، زمينهسازي فضاي مناسب، جلوگيري از تهديد شخصيتي، و پزيرش بانوان در پوليس به عنوان يك نياز برتر جامعه، سرباز بانوان را به سوي آرامی و همزیستی رهنمود میكند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 15:8  توسط
|
دومین سال گرد ماهنامهی روشنگری به همگان مبارک
■ سال سوم ■ شماره اول ■ فروردین/ حمل 1391
سخن روشنگری
روشنگري در دوسال
چكاوك هاي نور با آغازين فرياد روشناي امواج تاريكي ها را در گهواره مرگ ميكشانند، هيولاي ظلمت با جغرافياي بزرگی كه دارد، رگهاي طلاي روشني را فرومي برد غافل از آن كه روشناي پهلوان شكست ناپزير در نابودي تيرهگي ها سربلند خواهد شد. روشنگري در دوسال، از زرههاي كوچك نخستين چقماقك ها به چراغ بزرگ مبدل شده است كه دستان جوانان باهمت بدخشاني در بلند كردن اين چراغ براي نه گفتن تيره گي ها ستوده ني و به ياد ماند نيست.
در جریان دوسال از كار كرد ماهنامه روشنگري جوانان روشنگر بدخشاني هويت و شناخت خود را كه در تابلوي روشنگري به تصوير كشيده بودند در نگهباني آن تا فرجامين كوشش مادي و معنوي تا پاي جان ایستادگي نمودند. در اين دوران كاركنان ماهنامه روشنگري با بن بست هاي گونهگون كه ريشه در اهداف شوم و دشمنانه كه عليه فرهنگ والاي اين سرزمين مرد خيز و صلح شور داشت، با درايت كامل در خنثا نمودن اين توطيه ها پیروز شده، موفقانه به كار خود ادامه داده اند. در دو سال ماهنامه روشنگري از رويكرد هاي فرهنگي تا ديدگاه سياسي، اجتماعي و ديني بصورت گسترده و همه جانبه، بدون امتياز دهي به گروه ويژه يي تا حد توان زير پوشش نشراتي خود قرار داده است.
كاركنان ماهنامه روشنگري، مصميم بر آن اند تا از تجربه خوبي كه در دوسال بدست آورده اند با به روز نمودن روشنگري در خدمت بدخشاني هاي عزيز سر از نو قرار گيرند و به كمك خانندگان خوب روشنگري در بهتر شدن اين صداي جوانپرور چراغ روشنگري را روشنتر سازند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 14:16  توسط
|
سال نو مبارک باد
سخن روشنگری
سال دوم ■ شماره دهم ■ اسفند / حوت 1390
نوروز، تبسم طبيعت
خرد در شناخت خداوندگار طبعیت در فصل پونه و پروانه ها آدمی را بیشتر در اندیشه های سبز و سبز زیستن وا میدارد، روزگاري كه با نخستين تبسم، طبيعت در زايمان سبز فرو ميرود، زمين فرجام سپيده هاي سرد را به باد فراموشي ميسپارد، غنچه هاي سرسپرده تقدس روزگاران سبز را با شهادت پيشاني خون آلود شان مهر تاييد ميزنند و سرنجام با آمدن نوروز، نه تنها يك روز بل يك فصل نو میشود. جشن باستاني نوروز پيام تازگي ها را در كوه پايههاي خراسان زمين بگوش هر بته و هر دره ميرساند و مردم اين مرز و بوم، اين پيام سبز را با لباس نو و دست هاي پر از حنا استقبال ميكنند تا يادي از تاريخ با افتخار و ماندگار اين سرزمين کرده و آن را به نسل هاي آيينده برسانند. جشن نوروز يكي از جشن هاي شناخته شده است كه در تمام جهان از شهرت بسزاي برخوردار بوده و در بیشتر از بيست و پنج كشور جهان بصورت رسمي برگزار میگردد. به خصوصن کشور های پارسی زبان " افغانستان، ایران و تاجیکستان" این جشن را همه ساله با برنامه های ویژه برگذار میکنند، حالا که فصل بهار را در پیش داریم و از این که رسانه ها سال پار را سال وحشت و انتحار پنداشتند... انگار امسال را به فال نیک گرفته آرزوی صلح، آرامش و هم زیستی را به ملت غیور این سرزمین تمنا میکنیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 13:45  توسط
|
سخن روشنگری
راهبرد آیدیولوژیکی؛ طالبان را جهانی میسازد
طالبان در نخستین روز های پیدایش تا مرحلهی حکومت کردن و سقوط شان، یک نیروی غیر سازمان یافته، خودجوش و نسبت موجودیت خلای سیاسی بزرگ به وجود آمده بودند، آنها بامعیارهای سیاسی معاصر کاملن نا آگاه و بیباور بودند. این بستگی به بستری نامناسب داشت که طالبان در آن زمان پرورش یافته بودند، در تمام مدارس غیر رسمی که شاخه دیوبندیی اسلامگرایان پاکستان مشغول تدریس بودند، همان سستیم تدریسیی هفتقرن پیش وجود داشت که هشتاد در صد از فارغان این مدارس بهجز منطق کهن، صرف و نحو، و علوم بلاغت زبان عربی از همه ارزشهای آموزشی، بیگانه بودند که در آن زمان میتوان از تصمیمگیریهای شان به این مسله پیبرد. به صورت فشرده میتوان گفت که طالبان در آن زمان، بهجز یک نیروی عملیاتی بیش نبودند. رویاروی با نیرومندترین نظامیان دنیا پس از سال دوهزار و یک، طالبان را وادار به دیگرگونی سیستماتیک از لحاظ آموزشی نمود. سازماندهندگان، مجبور به تغییر در برنامههای آموزشی شده، مرحله رسمیسازی مدارس دیوبندیها در پاکستان آغاز یافت. اکنون مدارس دینی پاکستان از پیشرفته ترین سستیم آموزشی برخور دار بوده، این دیگرگونی در واقع طالبان را از لحاظ آشنای با معیار های سیاسی و اجتماعی مدرن دیگرگون ساخت. طالبان دیروز را تنها شاخه اسلامگرایان دیوبندی پاکستان، پشتیبانی میکرد اما آنها امروز از همایه تمام اسلامگرایان پاکستان با میانجگری عربستان سعودی، برخوردار هستند، لشکر طیبه که مربوط شاخه اسلامگرایان سلفی پاکستان است و تقریبا وفادار به عربستان سعودی، نسبت به دیگر گروه ها شناخته میشود در گذشته مخالف رویکرد طالبانی به حساب میآمد که امروز یکی از متحدین عملیاتی آنها به شمار میرود. این فرصتهای بدست آمده از یک سو و الگوپزیری از فعالیت های اسلامگرای به شیوه معاصر، ماندگار شدن حرکت های دیگر، مانند شیعه در ایران و اخوان المسلمین در مصر و دیگر کشور های اسلامی، توانیست در چگونگی روش فکری دیوبندی های امارت خواه، جهان بینی اسلامشمول را بهارمغان بیاورد. با تجارب یک حکومت از دسترفته، طالبان دیگر تنها دنبال اهداف کوتاهمدت و زود گذر نیستند و در پی راهبرد آیدولوژیکی شان با چشمانداز از قبل سازماندهی شده عمل میکنند. در واقع طالبان میخواهند در درازمدت، بهشکل تدریجی به اهداف شان نایل شوند و ابتدا میخواهند با شرکای که کمتر از لحاظ نفوز در افغانستان جایگاه دارند، حکومت کنند. اگر چنین دیدگاه صد در صد در اولویت کاری شان باشد، به استقبال گرم پاکستان، عربستان سعودی و دیگر کشور های اسلامی روبرو خواهند شد. از یک طرف، کشور های دخیل در برنامه طالبسازی میتوانند حکومت دلخواه خود را در افغانستان داشته باشند و از سوی دیگر جهان را قانع بسازند که طالبان دیگر تهدیدی برای امنیت جهان نیستند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 13:54  توسط
|
سخن روشنگری
گریز از دشمننمایی با طالبان
کوشش حکومت افغانستان برای کشاندن شورشیان به زندگی عادی؛ با کشته شدن رییس شورای عالی صلح کار پایان شده به نظر میرسید و پشتیبانی علنی حکومت پاکستان از طالبان؛ راه را برای جهانی شدن طالبان به عنوان یک کتله سیاسی هموار نمود. طرح گشایش دفتر شورشیان در قطر از سوی امریکا و قبولاندن آن توسط حکومت افغانستان نخستین پایههای بازی دوستانه با مخالفین حکومت افغانستان بهشمار میرود. آغاز گریز از دشمننمایی زمان به اوج خود رسید که معاون ریسس جمهور آیالات متحده گفت" طالبان دشمن ما نیستند" این وارونهگرایی در سیاست امریکا احتمال دارد روی خاکهریزی دورنماهای زیر باشد،
1 - فروپاشی حکومت دیکتاتوری عراق بهرهبری صدام حسین، کشور ایران را به یک نیروی بیرقیب در منطقه مبدل ساخت، شاید بروز دور دوم طالبانیشدن غرب را در کند ساختن این روند یاری رساند.
2 - جلوگیری از کوچکترین رویکرد انقلابی در پاکستان، برای دسترسی احتمالی ترورزم به سلاح هستوی این کشور؛ با تجربه از انقلاب سبز عرب، به ویژه در مصر و نقش اسلامگرایان در حکومت آیینده این کشور.
3 - نگهداشتن شورشگرایی در دو سوی مرز پاکستان و افغانستان بحیث یک تهدید علیه قدرت های اقتصادی منطقه از جمله روسیه و چین.
4 - ادامه جنگ پر هزینهی نا فرجام، برای امریکا و متحدین اش در مرحلهی گزار از رکود اقتصادی کشنده که جهان را تهدید مکند، درد سری بزرگی خواهد بود و گریز هرچه زودتر از این جنگ میتواند خوبتر بسود سیاستهای دخیل در جنگ افغانستان تمام شود.
5 - پیگری و کشتار رهبران القاعده و طالب باعث محبوبیت شان در میان دشمنان به ظاهر دوست غرب، به ویژه کشورهای مسلمان شده و این زمینه ساز قطب سوم قدرتنمای در آییندههای نهچندان دور خواهد بود.
به هر صورت دوستخواندن شورشیان و مخالفین حکومت افغانستان کار تصادفی و غیرسازمانیافته نبوده، احتمال دورنماهای یاد شده در سیاستهای کاخ سپید را هویدا میسازد. از لحاظ تاریخی اگر به سیاست های امریکا دیده شود هر برگشت و تغییر پیششرطی ست برای منفعتطلبی هر چه بیشتر و سرمایهگزاری توام با پیروزی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 12:59  توسط
|
سخن روشنگری
سفیران ثبات و امنیت
افغانستانی های ما متاسفانه بیشتر شان پیرامون هر روند و یا جریان بدون مکث بر آن عجولانه قضاوت میکنند و یکی از همین موارد موضوع بر انداختن بیثباتی و مردم کشی به گردن علما و طبقه دین فهم هاست که بدبختانه، بزرگترین اشتباه را متقبل شده اند. این رده بندیها تنها در میان مردم نیست، قدرت طلبان نیمسواد محلی، غربدوستان غربزدگی و روشنفکران نا باور در سال های پس از روند جدید این موضوع را به عنوان اصل اندیشه به سیاست مداران خارجی و داخلی یاد آور میشدند که متاسفانه علمای خوب و با استعداد که میتوانیستند مدیران و آموزگاران خوبی در جامعه به بار بیایند صلب صلاحیت کردند که تعداد شان عقدهمندانه به صف شورشیان پیوست. و بیشتر شان بی کار و بیسرنوشت در صف مردم عام و ناخوان به کارهای مزدوری و الا رانندگی اکتفا کردند. خوشبختانه شهرستان های راغ از این امر مستثناست و مردم کوشش کردند تا با علما خود یک جا راغ را گلستان بسازند. سی هزار مولوی در سه شهرستان راغها تمام زعامت مردم را به عهده دارند و جالب اینجاست که بیشتر از نهاد های صحی، بازسازی و انکشافی خارجی و داخلی علاقهمند کار در ولسوالی های مذکور هستند. از تمام کارمندان معارف و استادان دبیرستان ها هفتاد در صدی آنرا علما تشیکل میدهند و همچنان از هر ده نفریکه به صف اردو و پولیس ملی خدمت میکنند، پنج تن آن را ملاها تشکیل میدهند. از تمام کارکنان شهرستان ها و کارمندان نهاد های داخلی و خارجی در راغها پنجا فی صد آن علمای دین هستند.در دو دوره مجلس نمایندگان و شوراهای ولایتی تمام کسانی که به این دو مجلس راه یافتند همه علما بودند.همکاری علما با حکومت، بازسازی وانکشاف شهرستان های راغ باعث شده تا دشمنان مردم افغانستان نتوانند اهداف غیرقانونی شانرا در این ولسوالیهای صلحخیز و با ثبات عملی نمایند. به امید سعی و تلاش هرچه بشتر این علمای واقعی ، دین دوست و مردم دوست شهرستان های راغ.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 14:1  توسط
|
سخن روشنگری
دو انتخاب مرگبار در انتظار جرگهی عنعنوی
بحران اقتصادی که کشورهای جهان اول را از چند سال بهاینسو تهدید میکند و نارضایتی شهروندان غرب و سوال مشهور شان که چرا فرزندان ما در یک جنگی که به سود ما نیست کشته شوند؛ سیاست مداران کاخ سفید را وادار به بازنگری در مسله افغانستان نمود. به ویژه پس از بقدرت رسیدن رییس جمهور اوباما در سال 2009 و استراتیژی ازدیاد سربازان، بازرسی دقیق در مصرف جنگ و پاکستان ستیزی کاخ سفید نخستین کاربرد عملی عقب نشنی در جنگ افغانستان بود. جهان غرب آهسته - آهسته در مدت دوسال اخیر به این نتیجه رسیده است که شورشیان را دست های نیرومند تری در آن سوی مرز سازمان دهی میکند و افغانستان دام نامرییست برای شکار نیروهای امریکا و متحدانش. هنگامی که حمایت مردمی در نبرد افغانستان از هفتاد فیصد تا سی و پنج در صد کاهش یافت برای سیاستمداران امریکا بجز ضرب الاجل خروج در سال 2014 گزینش دیگری وجود نداشت. اما اعلان خروج شاید بتواند از دو معضله مهم که دامن گیر کاخ سفید است (نارضایتی مردم و بحران اقتصادی) تنها تاحدی حمایت مردمی را کسب کند و بههیچ صورت در تلافی معضله دوم کامیاب نخواهد شد چون امنیت افغانستان رو به وخامت بوده، خروج قطعی امریکا از افغانستان در سال 2014 به معنی ناکامی آن خواهد بود. راهکارهای میانبر مانند صلح ، جدایی طالبان از القاعد، آموزش نیروهای امنیتی افغانستانی، انتقال مسوولیتها بدوش نظامیان داخلی و غیره با نبود یک حکومت با درایت مرکزی نتوانیست کاخ سفید را به فرجام این نبرد نزدیک کند. پس نیروهای متحد برونمرزی در سدد چارهجوی بقای احتمالی خود در افغانستان پس از سال 2014 شدند که با طرح اعلامیه دراز مدت و خواهان عملی نمودن آن توسط حکومت داخلی در معرض اجرا قرار خواهد گرفت. حکومت افغاتستان برای بیشتر قانونمند شدن این اعلامیه یا پیمان، خواستار تشکیل لویه جرگه شد که به گفته ریس جمهور کشور" پیش مردم افغانستان این مسایل مطرح شود و با اجازه، تایید و فیصله مردم افغانستان، این کار ها را پیش ببریم" به گفته آقای هلال عضوی کمسیون برگذاری لویه جرگه "پیمان استراتژیک افغانستان با ایالات متحده تقریبا 70 درصد تکمیل شده و 30 درصد دیگر آن در نشست روسای جمهور افغانستان و امریکا تکمیل خواهد شد واین لویه جرگه فقط یک آجندا دارد و آنهم مروری بر مواد قرارداد استراتژیک است" سوال اینجاست که اگر لویه جرگه عنعنوی در مرحله اجرا در آید چه تحول را در زندگی مردم افغانستان خواهد آورد؟ در حالی که این جرگه دو انتخاب دارد و هر دو انتخاب شکننده و مرگ بار؛ اگر لویه جرگه به روابط طویل المدت بر امریکا رای مثبت بدهد قدرت های منطقه به بهانهی پایگاه دایمی امریکا در افغانستان تاحد توان پیکارجویان مسلح را تقویت میکنند و نا امنی ها بیش از تصور، زمان گیر خواهد شد و اگر به این پیمان جواب رد بدهند، همه میدانند که خروج امروز صد در صدی امریکا، فردای یک افغانستان ایالت پنجم پاکستان را در قبال خواهد داشت و دوباره خانه سوزی و باغ سوزی بین سالهای 1996 – 2001 و بدتر از آن را کشورمان تجربه خواهد کرد و هیچ راهی بجز از این دو راه مرگبار در انتظار این ملت مظلوم و رنجدیده، نخواهد بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 15:10  توسط
|
سخن روشنگری
راه استاد شهید را ادامه میدهیم
استاد بزرگ، مجاهد نستوه، قصر بلند صلح و رهبر جهاد و مقاومت، صلح مردم مسلمان افغانستان که نیم قرن از عمر خویش را برای تحقق واقعی یک نظام عدالتگسترکه الهام بخش از سایههای پیام آسمانی باشد، صرف کرد. دشمنان این خط سبز راستین باید بدانند که استاد یک شخص نبود، بلکه استاد مکتبی ست که بازماندگان این مکتب از نوامیس ملی و دینی شان در سایهی اندیشههای روشنگر و عدالتپسند رهبر شهید شان تا پای جان میرزمند. اگر دشمنان اسلام و دشمنان مردم افغانستان ترحم به جان این چنین کوه تدین و پاکیزگی نکردند، ما باورمند هستیم که هیچگاه خواهان مدنیت، صلحجوی، عدالتخواهی و برادری این ملت مسلمانزمین نخواهند بود. ما دشمن خود را میشناسیم و درک کرده ایم که چرا کشته میشویم؟ ابتدا از راه کارهای سیاسی و مدنی برای دفاع از این راه راست خواهیم رزمید و در فرجام اگر ضرورت شد همان راه راستین استاد شهید و قهرمان ملی"چتر مقاومت" را برای نجات مردم مسلمان و وطندوست خود ایجاد خواهیم کرد و به هیچصورت اجازه نخواهیم داد تا این راه شهیدخیز و آرمانهایش مورد، تهاجم ملیشههای استخباراتی بیگانگان قرار گیرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 13:44  توسط
|
سخن روشنگری
از شاهین تا روشنگری!
از آن جای که بشر، مفهوم هم زیستن را بعنوان یکی از ارزش های انسانی پزیرفت و فرهنگ غار نشینی آهسته، آهسته جای خود را به روش شهر نشینی تخلیه می نمود، نقش پیام رسانی و آگهی دهی به عنوان وسیلهی موثر و سرنوشت ساز، یکی از عناصر زندهی تحول به شمار میرفت. در آغازین روزهای خلقت؛ انسان زمانی که رسالت جانشینی خدا را در روی زمین به عهده میگرفت ، روزگاری که نخستین پدر آدمیت حضرت آدم علیه السلام، به امر خداوند ج به فرشتگان معرفی میشد، رویکرد رسانهی یگانه روش بود که حضرت آدم علیه السلام برای بیان اهداف اش به فرشتگان استفاده نمود؛ خداوندج رسالت هستهی تمام پیامبران را در قرآن چنین بیان میدارد" ما پیامبران خود را برای آگاهی دهی فرستادیم، به آنها کتاب و میزان نازیل کردیم تا مردم را به عدالت خدا پایدار کنند". در دورنمای تاریخ بشریت رسالت رسانیدن پیام عدالت خواهی، همیشه علیه بیدادگری، ظلم و استبداد وجود داشته که پیامبران خدا بهترین الگوهای این رسالت سترگ به شمار میروند. رسانه های که امروز در جهان نوین فعالیت دارند در رشد و تعالی اجتماع بشر نقش سرنوشت سازی را ایفا میکنند. از رسانه های دیداری گرفته تا رسانه های شنیداری و نویشتاری، هر کدام نظر به نوع فعالیت خود در رشد رویکرد های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و اقتصادی انسان ها از عناصر بالنده و خلاق به شمار میروند. از این رو در جهان نوین، رسانه ها رکن چهارم دولت ها را تشکیل میدهند که تاثیر آنها در حکومت داری خوب و پاسخ گوی، به مثابهی حیاتی ترین گزینش مورد ستایش قرار گرفته است. بدون شک برازندگی یک رسانه؛ بیطرفی و غیر جانب دار بودن آن رسانه به شمار میرود. رسانه های آزاد سعی میکنند تا دیدگاه مردم را پیرامون حکومت ها و تطور هر اجتماع، بدون در نظر داشت جانب داری بیان نمایند. از این رو دولت ها کوشش میکنند تا راهبرد کاری خود را نظر به چگونگی کارکرد رسانه های آزاد همان کشور مهیا سازند. در افغانستان رسانه ها از بدوی روز های پیدایش خود در سال 1873 با نشر نخستین رسانه چاپی زیر نام شمس النهار، تا دههی هفتاد، به صورت همگانی رسانه های انحصاری بهشمار میرفتند و عدم غیر جانب داری شان نتوانی ست، رسانه های مذکور را در زمرهی رسانه های آزاد و تاثیرگزار جهان قرار دهد. پس از برکناری حکومت طالبان و آغاز روند جدید، رسانه های آزاد و بیطرف ، بیشتر از رسانه های انحصاری پا به عرصهی وجود گذاشتند که کارکرد شان در رساندن پیام به مردم کشور، بیسابقه بود. ماهنامهی شاهین یکی از همان رسانه های آزادی به شمار میرود که از یک سال و نیم تاکنون در ولایت بدخشان نشرات داشت. پس از سرزدن کارکنان ماهنامهی شاهین به وزارت فرهنگ کشور، برای بدست آوردن جواز قانونی جهت ادامهی نشر این ماهنامه، نسبت راجستر بودن ماهنامهی دیگری به نام شاهین، ماهنامهی مذکور به نام ماهنامه روشنگری تغییر نمود که شما نخستین شماره آن را در دست دارید. به امید درخشش هر چه بیشتری رسانه های رسالت مند در کشور عزیز مان افغانستان.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 13:39  توسط
|
سخن شاهین
یک ساله گی رسانه ی جوان
در آغازین روز های سال 1389 ماهنامه شاهین به کوشش تعداد از جوانان بدخشانی شروع به فعالیت نشراتی آغاز نموده، یک سال تمام را با مشکلات زیادی پشت سر گذاشت. کمبود نویسندگان و مشکلات مالی همیشه سد راه نشرات و مطبوعات در بدخشان در گذشته و حال بوده که شاهین هم در سال گذشته دچار چنین مشکل بود اما جای خوشبختی است که دست اندر کاران این ماهنامه ی جوان، جوان مردانه معضله ها را یکی پی دیگر خنثی نمودند و حد اقل نگذاشتند که فریاد نسل جوان در گلو خفه شود
از فعالیت های فرهنگی تا موضوعات اجتماعی، دینی و سیاسی همه و همه را در یک سال زیر پوشش نشراتی خود قراردادند. ماهنامه شاهین ، در نخستین گام های اش وعده ی را که کرده بود. دقیقن همخوان با آن به مدت یک سال تمام موضوعات را بدون در نظر داشت پشتی بانی از جریان های سیاسی و زبانی مشخص، به دسترس مردم شریف و فرهنگ دوست بدخشان قرار داد.
این نخستن ماهنامه ی در بدخشان است که کارگران و نویسندگان آن گروه از جوانانی می باشد که می خواهند رسالت فرهنگی نسل نوین را به عهده گیرند. در مدت یک سال با داشتن ماهنامه یی به نام شاهین تعداد جوان جرات کردند تا پیرامون زندگی خود و همقطاران تان واژه ها را در قتار هم به عنوان دیدگاه به روی کاغذ درج کنند. امسال ماهنامه شاهین تلاش خواهد کرد تا هر چه بشتر دیدگاه جوانان را بروز کند تا نسل نوین بتواند به فرهنگ نویسندگی و نظر پردازی پیرامون سیاست و فرهنگ کشور شان مهار باشند . نظر به تجربه سال گذشته امید واری های وجود دارد، اگر جوانان امروز اندک تلاش به خرچ دهند می توانند از خود ابتکارات بی مانندی را به ارمغان بیاور اند. در پهلوی این، ماهنامه شاهین تلاش خواهد کرد تا صدای مردم بدخشان را پیرامون اصلاح بنیادین در ادرات دولتی جهت ریشه کن کردن فساد و شایسته سالاری به گوش کرسی نشیان حکومت محلی برساند، تا باشد ملت صلح جوی بدخشان از یک حکومت شفاف و عادل بهرهمند شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 13:34  توسط
|
سخن شاهين
در این روز ها بحث دادگاه ویژه و کمیسیون انتخابات خبر ساز رسانه ها شده است؛ این بحث زمان داغ شد که دادگاه عالی کشور دادگاه ویژه ی را به خاطر رسیدگی به کار های کمیسیون انتخابات ایجاد کرد.
این در حال است که مسوولان کمیسیون انتخابات میگویند که هیچ نهادی حق ندارد در باره ی کار های کمیسیون انتخابات رسیدگی کند و از سوی دیگر صاحب نظران میگویند که ایجاد دادگاه ویژه غیر قانونی است و اضافه میکنند که در قانون اساسی کشور به سه مسله اشاره شده است که در باره ی محکمه رییس جمهور، محکمه وزرا و محکمه کارمندان قضای کشور و به غیر از این سه مسله در باره کدام مورد دیگر در قانون اساسی کشور ایجاد دادگاه ویژه نیامده است. و از سوی دیگرصدیق الله حقیق رییس دادگاه ویژه این دادگاه را قانونی میخواند.
از این گفته ها بر میاید که ایجاد دادگاه ویژه یک بازی است حکومت به راه انداخته و می خواهد دو مسله را پی گیری کند اول اینکه نمایندگان که در انتخابات بازنده اعلان شده اند و همکاران حکومت اند وارد مجلس نمایندگان شوند و مسله دوم اینکه وکیلان که در لیست کمیسیون انتخابات برنده اعلان شده اند و چیز فهم هستند و شاید در آیند در مجلس نمایندگان یک اپوزیسیون پارلمانی را در برابر دولت ایجاد کنند از لیست برندگان حذف می شوند.
به هر حال امید وار هستیم که حالا که دادگاه ویژه ایجاد شده است تصامیم ملی در مورد نمایندگان مردم که در پارلمان کشور هستند این دادگاه گرفته تا به ضرر ملی تمام نشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 11:48  توسط
|
سخن شاهین
ولایت بدخشان پس از پایان ماموریت جنرال احمدی، موفق ترین والی در دوره ی ده ساله ی حکومت کرزی، رییس جمهور افغانستان، به تاریخ 9 میزان 1389 به والی جدید واگزار گردید. دوکتور شاه ولی الله ادیب دارنده ی مد رک دکترا در رشته زبان و ادبیات که خود زاده ی ولایت بدخشان می باشد، بحیث والی ی ولایت بدخشان تعيین گردید. این نخستین باری است که والی ی به چنان مد رک تحصیلی به بدخشان اعزام می شود.
شاید وضعیت خوب امنیتی این ولایت دلیل برای جلب توجه مقامات حکومت مرکزی پیرامون این ولایت باشد، به گونه ی مثال می توان از سفر رییس جمهور افغانستان به این ولایت یاد آوری نمود.
انتخاب یک مقام تحصیل کرده بحیث والی شاید بتواند، به زعم حکومت وضعیت امنیتی را تا حدی در کنترل داشته باشد، چون در مدت نه چندان دور حکومت افغانستان مصمیم است تا کار انتقال مسوولیت های امنیتی را از قوای حافظ صلح آغاز نماید و نخستین گام های این روند از ولایات نسبتن امن تر امکان پزیز خواهد بود بنأ اگر اوضاع امنیتی این ولایت در همین سطح باقی بماند، شاید بدخشان در ردیف نخستین ولایات باشد که مسوولیت امنیتی آن به عهده ی نظامیان داخلی واگزار گردد.
در صورت مووفقیت این روند ولایت بدخشان بحیث یک ولایت الگو باعث افتخار شهروندان آن خواهد بود تا در فضای اعتماد سازی و هم دیگر پزیری بتوانند نفس راحت تر بکشند. این رویا هنگام عملی خواهد شد که والی جدید با یک تیم کاری قوی و امانت دار به کار آغاز نماید تا بتواند از عهده ی جلوگیری از فساد اداری و مخالفت های گوناگون نظامی و اندیشه ی موفق بدر آید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 11:45  توسط
|
سخن شاهين
مردم افغانستان نخستین دوره ی پنج ساله ی مجلس نمایندگان را پشت سر گذاشتند. با تجارب خوب و بد ی که از این تک زمان تاریخی بدست آورده اند، افغانستانی ها بار دیگر شاهد برگزاری انتخابات قریب الوقوع خواهند بود. از تجارب بد- ی گذشته که میتوان به طور نمونه از آنها یاد کرد رای دادن به اربابان محلی، افراد مشهور ولی کم سواد و ناکارا؛ این تجارب تلخ، ننگین در بسا موارد، جغرافیای فکری تمام طبقات جامعه را به اندیشیدن درست واداشته، امروز مردم بجای این که به ارباب، کم سواد و خود پسندان، رای خود را ضایع کنند، به بهترین ها اعتماد می کنند. آن های که برنامه ی ویژه وخط مش تغيیر دهنده و زنده را دارا باشند، رای می دهند. بیست وهفت سنبله یک روز دیگر برای تمثیل دیموکراسی در کشور ماست. درولایت بدخشان به تعداد نودوهفت نفر خود را نامزد نموده اند، که عده ی شان چهره های شناخته شده ی ملی و قومی بوده ، که راه یابی آنها می تواند نقش موثر را درموفقیت یک پارلمان جوابگو داشته باشد، آنچه که هنوز مانع بزرگ جهت انتخاب دقیق وجود دارد، امتیاز دادن ها ی محلی و اتکا به نامزدان پول دار می باشد، یقیناً باز خاک به چشم حقیقت بین جامعه ما پاشیده، مــردم ما نتیجه مطلوب را بدست نخواهند آورد.
فشاراربابان محلی به مردم عام برای حمایه از یک نامزد مشخص و نفوذ یک تعداد نامزدان توانمند در ادارات دولتی و دفتر انتخابات، مایه نگرانی بقیه نامزدان گردیده، شفافیت انتخابات را مورد پرسش قرار خواهد داد. آنچه که انتخابات کنونی را به انتخابات گذشته برتری می بخشد حضورگرم جـوانان است. در ولایت بدخشان بیست درصد از نامزدان برای مجلس نمایندگان را آقایان و بانوان جوان تشــکل می دهند که گام مثبت یست بسوی یک افغانستان نوین و جوان.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 11:43  توسط
|
سخن شاهین
بدخشانی ها دارای مدنیت ویژه ی هستند که تاریخ مبین آن است. حتا پس منظره های نزدیک تر، می تواند بیان گر این حقیقت انکار نا پزیر باشد. با وجود تنوع مذاهب و اندیشه ها، یک پارچه گی و هم دیگر پذیری، اصل مهمی باشندگان به ظاهر گوسفندی این مرزبوم، به شمار میرود. شهامت و پایه داری مردم این سرزمین، ریشه در گذشته های دور دارد و می توان، مثال های چشم دید از مقاومت شان در برابری قوت های شوروی سابق و رژیم طالبان ارایه کرد. پس از شکل گیری حکومت موقت که قریب یک دهه از آن زمان سپری می شود تا اکنون، بدخشان یکی از امن ترین ولایت های کشور به شمار می رود. پس از اسفالت ریزی سرک سه صدو سه که ولسوالی کشم را به فیض آباد وصل می سازد، معضله های مواصلاتی نسبتاً کاهش یافته است، اکنون، شهروندان شهر فیض آباد در یک امتحان خطیری دیگریی قرار دارند که باز سازی و نو سازی شهر کهنه ی فیض آباد است، شهروندان به جای این که به مفاد شخصی خود فکر کنند به یک نسل بعد از خود فکر می کنند و علاقه دارند تا شهر شان زیبا باشد. کمیسون انکشاف شهری که متشکل از نماینده های ارگان های مختلف می باشد، بخاطر نوسازی شهر کهنه با اشتیاق کامل در حال وسعت بخشیدن بازار تاریخی شهر هستند که یاری مردم یکی از راز موفقیت آنهاست. اما باید ها و نه باید های هم وجود دارد که می توان جهت تحقق بخشیدن این هدف، بالای آنها اشاره نمود، از یک سو، اگر متابعت به قانون و نهادینه ساختن آن لازمه ی شهروندان باشد از سوی دیگر رعایت به حقوق شهروندی هم لازمه ی هر عمل کرد شهر سازییست، پس بیشتر مردم به این نظر اند که باید" نه سیخ بسوزد و نه کباب"، شاید در میان کسانی که خانه های شان را در این نوسازی از دست میدهند، افراد هم وجود داشته باشند که توان باز گیری یک سر پناه هم در آنها نباشد. داوری را می گذاریم به آینده های این نو سازی. به امید یک شهر زیبا برای مردمان زیبا اندیش.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 11:36  توسط
|
سخن شاهین
برای گریز از منفی بافی به قلم تفاهم می کنیم، اما اگر واقعیت ها را ماهم پنهان نمایم، ثبت حافظه ی تاریخ را چه کسی وارونه خواهد ساخت؟ صرف نظر از پیوند زدن لقب به پسوند نام کسی، واکنش و نکوهش به حرکت سیاسیی ویا نقشه کشیدن به جغرافیای فکریی یک گروه، شایسته خواهد بود تا در باره ی هشت ثور، به عنوان نسل جدید، صادقانه داوری نمایم. خوشبختانه نسل نوین، کمتر شکار باورهای سرِچوک، انگیزه دادن های صلیقه ی و تاپه زدن های سیاسی، قرار می گیرند. فرهنگ خود شناسی در میان جوانان در حال عروج بوده، دقیق به قضایا می اندیشند و نمی خواهند، دنباله روی های کور کورانه را به دل و جان بپزیرند. پس اگر چنین اندیشه ی در اذهان نسل نوین در حال شکل گیریست، بیجا نخواهد بود تا به این بیت هم نظر باشیم " بیا این داوری ها را به پیش داور اندازیم". اگر نماینده ی" حزب اسلامی" آقای هلال: اعتراف می کند که آرمان هشت ثور به بیراهه کشانیده شده، تنها هدف" جنبش روشن فکری اسلامی" همانا پایه داریی صلح در افغانستان بوده، ماهم فاصله میان "هشت ثور" و امروز را یک سکتگی میدانیم که باید برای شکل گیریی صلح و ثبات در کشور، فراموش گردد. ولی شهکاریهای راد مردان را که همه دار و ندار خود را نثار این راه نمودند، فراموش نا شدنی است .این روز را برای این که کار نامه ی یک قبیله و یا یک گروه بدانیم، زیبا خواهد بود تا افتخار این روز را به نام یک ملت بشناسیم. اگر گروهی در بیابان های خشک درآغوش تفنگ بسر می بردند، گروه عظیمی در شهر ها برای ورود شان ثانیه شماری می کردند. ویا به نوعی با مجاهدین همکار بودند. آنها، ما و همه به خود می بالیم که چه روزی مقدس را به کناره ی تاریخ مان، نقش بستیم. ما به این باوریم که هشت ثور، روز از هم پاشی کمونیزم و روی کار آمدن امپریالیزم نیست. هشت ثور پاداشت هزاران معیوب، معلول، بیوه و شهید میهن ماست که تاریخ برای افتخار شان ثبت نموده است، هشت ثور مبارک به آن دوست دارانی ست که به جز خدا و افغانستان به هیچ نام و نشان آشنا نبودند. هشت ثور، افتخار یک ملت است. این که در پسوند به این روز، کی ها چه کردند؟ حق ابراز از آن شان باد! برای ما سکوت ..............................کافیست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 17:42  توسط
|
سخن شاهین
ولایت بدخشان سر زمین فرهنگ و شعر از سابقه یی فرهنگی خوبی بر خور دار بوده که به گفته بعضی ها اکنون در خشک سالی فرهنگی بسر می برد. خصوصن در هشت سال اخیر با تناسب به ولایات دیگر افغانستان فعالیت چشم گیری در عرصه یی فرهنگی صورت نگرفته است. رسانه های جمعی به جز از یک یا چند هفته نامه ، ماهنامه و رادیو از کمیت و کیفیت خوبی بر خوردار نیستند. نبود افراد مسلکی ، فقدان چاپ خا نه یی با کیفیت موانع کلانی سد راهی رسانه های چاپی قرار دارد. ماهنامه یی شاهین را که شما نخستین شماره اش را در دست دارید، یک گام دیگری بسوی پیشرفت آزادی بیان در ولایت بدخشان می باشد.
این ماهنامه که به ابتکار و تلاش چند تن از جوانان فرهنگ دوست به فعالیت آغاز نموده. در پیگیری واقعیت ها بی طرفانه و غیر جانب دار عمل خواهد کرد. اداره یی ماهنامه یی شاهین، پاسداری از فرهنگ والای اسلامی، دفاع از حقوق شهروندی، پشتبانی از آزادی بیان، نهادینه ساختن استعداد های جوانان ، دفاع از حقوق زن و همکاری با ارگان های دولتی را در سدر اولویت های کاری خویش قرار خواهد داد. بدین منوال خواستیم تا یک شاخه یی دیگری به درخت رسانه های جوان این ولایت در این فصل بهار بدستان نونهال جوانان این مرزبوم آبیاری گردد. امید واریم جوانان عزیز ما را در راستای تحقق بخشیدن این آرمان ها یاری رسانند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 17:38  توسط
|