سنبله در تاریخ
■ سال سوم ■ شماره چهارم ■ شهریور/ سنبله 1391
سخن روشنگری
سنبله در تاریخ
تاریخ معاصر کشور ما، همیشه با رنگ سرخ رقم خورده است، اگر برای آزادی پیکار و مبارزه نموده ایم، با خون پیمان بسته ایم؛ اگر پیمان صلح را امضا نموده ایم، باز هم با همین رنگ دست و پنجه نرم کرده ایم.
در واقع طبعیت این سرزمین به گونهی بوده است که همیش در دلش گلهای سرخ را میپرورانیده است.
القصه تاریخ معاصر افغانستان هیچگاه نمیتواند با شتاب و چراغ گل از ماه سنبله که با نام دو رهبر سترگ خراسان پیوند خورده است، بگذرد.
دو رهبر و سیاستمدار که هر دو هم اندیشه بوده اند و هر دو نقش بس گسترده در تاریخ ما به یادگار گذاشته اند. یکی رهبر و مدبر ملی و مردمی و دگری فرمانده و دلاور جنگ و قهرمان ملی که اگر دقیق شویم شخصیت این دو فرزانه در تاریخ یکی است.
هر دو در ماه سنبله چشم از جهان فرو بسته اند یکی آن در 18 سنبله و دگر آن در 29 سنبله، هر دو مشابه به شهادت رسیده اند و هر دو برای صلح و آزادی مبارزه کرده اند.
شخصیت این دو مرد سترگ مانند شخصیت رستم و اسفندیار در شاهنامه فرودوسی است هر چند در آخر داستان اسفندیار سرکشی میکند، اما مسعود در برابر استاد ربانی هیچ گاهی سر پیچی نمیکند، همیشه آن فرمانده است که از رهبر خود فرمان میگیرد.
با این حال هیچ گاهی سنبله از ذهن ها به دور نخواهد ماند و هیچ گاهی تاریخ بی ماه سنبه مکمل نخواهد شد.
این دو نام در خاطره های مردم مانند افسانه های قهرمانان همیشه سر نخ سوژهی قصه ها خواهد بود و خراسان تکرار اندر تکرار نفس خواهد نمود و قهرمانان عاشق به جامعه ما تقدیم خواهد کرد، آن سان که هیچ گاهی شهر بی قهرمان نبوده است...